چه بانويي !
به به!
چه انتخابي و چه انتخابگري !
هلن سپاهی بانوی برگزیده ایران در سال 88 شد

دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری کشورمان از هلن سپاهی عضو تیم ملی کاراته بانوان قدردانی و او را به عنوان بانوی برگزیده سال 88 معرفی کرد.
به گزارش شبکه ایران، دکتر محمود احمدی نژاد در نامهای خطاب به این ملی پوش کشورمان که از برداشتن حجاب اسلامی خود در رقابتهای آسیایی خودداری کرد، آمده است: فرهیخته گرامی؛ سرکار خانم هلن سپاهی، نخبه برگزیده سال 1388ایران؛ اکنون که روای علم و دانش را زینت بخش وجودتان کردهاید و فضیلت علم عالمانه را تصویر شرافت انسانی خود گردانیدهاید، کسب عنوان نخبه برگزیده زنان در سال 1388 را برازنده شما دانسته و امیدوارم کوله بار دانش و خردورزی شما مایه تقرب به حق، خدمت خالصانه به خلق و رشد وتعالی روز افزون سرکار عالی شود.
هلن سپاهی دارنده نشان طلای کاراته آسیا در رقابتهای قهرمانی جهانی، حاضر به برداشتن حجاب خود نشد و به همین حالت از دور رقابتها کنار رفت.
نمایش پستها با برچسب خنده دار. نمایش همه پستها
زن با مرد ازدواج میكند به این امید ك........
2-مرد موفق مردی است كه بتواند پولی بیشتر از آنچه كه زنش خرج می كند، به دست بیاورد. زن موفق زنی است كه بتواند چنین مردی را به دست بیاورد!
3-سیگار میكشی؟ نه! مشروب میخوری؟ نه! قماربازی میكنی؟ نه! سینما میری؟ نه! رفیق بازی میكنی؟ نه! پس وقت بیكاری رو چه جوری میگذرونی؟ دروغ میگم!
4-اولی گفت: من آدم خودساخته ای هستم. دومی گفت: ولی به نظر میآد پدر و مادر داشته باشی!
5-دخترها دو دسته اند: یا خوشگلند یا درس خون!
6-می دونین چه موقع یه وكیل دروغ می گه؟ وقتی كه دهنشو باز می كنه!
7-دو راه برای خانم مهندس شدن هست: اینقدر درس بخونی تا خانم مهندس شی... یا اینكه یه شوهر مهندس پیدا کنی!
8-گل گلدون من شکسته در باد... شایدم کار پسر همسایه باشه...!
9-دوست داشتن مثل پاک کن سر مداد نوکیه! یا اینقدر دلت نمیاد ازش استفاده کنی تا گم میشه یا اینقدر گازش میگیری تا هیچی ازش نمیمونه!
آزمایشات قبل از عقد در ایران!(طنز)
والا دفعههای قبلی اینطوری نبود. از آزمایش و این حرفها خبری نبود به خدا! ولی اینبار گفتن تا اسم آقا داماد رو صدا کردیم باید بره آزمایش ادرار و خون و غیره بده! روی صندلی نشستم و منتظر موندم برای آزمایش اعتیاد. یه آقای قدبلند و لاغر مردنی که انگار تازه از سر منقل پاشده و اومده که آزمایش اعتیاد بده، یه گالن آب گرفته بود دستش و قٌـلـٌپ قـٌلـٌپ میرفت بالا، از اینور به اونور سالن قدم میزد و زیر لب غر میزد که ای بابا! هرچی آب میخوریم “نمیاد که نمیاد”!بعد از ده دقیقه صدام کردن و من هم رفتم به سوی “دستشویی برادران”. آقای “مسئول نظارت بر امور جیش(!)” اونجا روی چهارپایه نشسته بود. تا من رو دید لبخندی زد و گفت: ” آقای داماد! مبارک باشه ایشالله!”. بوی تند دستشوئی داشت خفهام میکرد. به زور لبخندی زدم و تشکر کردم. یه لیوان یکبار مصرف (خالی) بهم تعارف کرد تا پر تحویلش بدم! زیر چشمی نگاهی کرد و گفت: “شیرینی ما هم فراموش نشه!”. یه دستم لیوان و سایر مخلفات(!) بود، با اون یکی دستم 500 تومن از جیبم درآوردم و به طرف دادم.
بعد گفتن صداتون میکنیم برای آزمایش خون. صدام که کردن، رفتم توی یه اتاق دیگه. خانوم دکتر لبخندی زد و گفت: “بهبه! چه آقا دوماد خوشتیپی! مبارک باشه!”. سوزن آمپول رو تا اونجا که میرفت فرو کرد توی رگ من بدبخت و گفت:” البته شیرینی ما فراموش نشهها!”. یه دستم به پنبه الکل روی بازوم بود، با اون یکی دستم 500 تومن از جیبم درآوردم و به خانوم دکتره دادم.
از اتاق آزمایش خون که اومدم بیرون همون آقا لاغره رو دیدم که داشت با مسئولین اونجا جر و بحث میکرد که: “آقا باور بفرمائید هرچی آب میخورم نمیاد! میشه من برم فردا بیام برای آزمایش”؟؟
گفتن کلاس معارفه و آموزش قبل از ازدواج تشکیل میشه، باید بریم دو تا کتاب تهیه کنیم و بریم سر کلاس تا آموزش ببینیم! یه خانومه بود که کتابهای درسی(!) رو توزیع میکرد، لبخندی زد و گفت: “مبارک باشه آقای دوماد!”. دو تا کتاب آموزشی رو بهم داد و گفت: “البته شیرینی ما هم فراموش نشه!”. یه دستم به کتابها بود، با دست اون یکی دستم 500 تومن از جیبم درآوردم و به دختره دادم.
همراه با بقیه آقا دومادها سر کلاس توجیهی که رفتیم، آقای دکتر با یه فیلم ویدئویی وارد اتاق شد. گفت آقایون دومادها خسته نباشید! یه سری آموزشهای قبل از ازدواج هست، البه شماها ماشالله همتون خودتون واردین!، یه جعبه هم اونجا رو اون میزه، شیرینی هاتون فراموش نشه!!” ، فیلم رو گذاشتو و خودش بدو بدو از اتاق خارج شد!
و اما این فیلم خودش ماجرائی داشت! اولش که از همون اولین روز خلقت شروع کرد!:
“..و خداوند زمین را از دو جنس نر و ماده آفرید…”!
دو تا مرغابی نشون داد که احتمالا نر و ماده بودن و توی برکه داشتن با هم شنا میکردن. دو تا میمون نشون داد که توی جنگل از این شاخه به اون شاخه میپریدن و جیغ جیغ میکردن! یه روباه نشون داد با دوتا بچه روباه که باباشون احتمالا رفته بود اداره(!) یا دنبال شکار یه لقمه نون حلال برای زن و بچهاش. دو تا مرغ عشق نشون داد که داشتن نوکهاشون رو به هم میزدن و درگوش هم شماره تلفن رد و بدل میکردن و انداخته بودشون تو قفس! خلاصه یه 5 دقیقهای رازبقا نشون داد، بعد یهو دوربین یه شات گرفت از میدون امام حسین و صف اتوبوس خط تهران و برادران و خواهرانی که غیورانه مثل مور و ملخ (همون راز بقاهه!) كنار هم بودن! خلاصه دیگه کاملا بهمون ثابت شد که زمین از دو جنس نر و ماده آفریده شده!
بعد یه آقا دکتر مهربونی رو نشون داد که اومده بود و توصیههای ایمنی میداد! میگفت میخواین زنتون رو بوس کنین سعی کنین قبلش حموم برین که تنتون بوی عرق نده، دندوناتون رو مسواک بزنین، موهاتون رو قشنگ شونه کنید. گفت خانومها هم باید یاد بگیرن که تا شوهرشون میاد خونه آب دستشونه بزارن زمین و برن یه لیوان آب خنک برای شوهرشون بیارن! لباس آراسته بپوشن و با آغوشی باز از همسرشون پذیرایی کنن. یه آقای هم نشون داد که اومد و اون هم همین رو گفت. گفت که اگر خانوم خانه “با آغوش باز” باشد این از هر عبادتی بهتره. بعد باز دوباره آقای دکتر اومد که بگه مسواک نشه فراموش! بعد گفت: اگه شوهر اومد خونه و دید زنش حال نداره که برن خونه آقا ناصر اینها، بنده خدا رو زور نکنه که پاشو بریم پاشو بریم. بعد گفت که باید به همسر خود احترام بگذاریم و براشون گل بخریم و از زحمات و زرشک پلوهائی که برای ما میپزن تشکر کنیم. بعد دوباره آقای روحانی اومدن و گفتند که: آن روزِی که رفتار شوهر با همسر از روی مهر و محبت نباشد، همانا آنروز بر زن و شوهر حرام است. به همسران خود احترام بگذازید
بعد بهمون یاد دادن که چگونه سر صحبت را آغاز کنیم! یک نمایش نشون دادن با یک آهنگ زمینه رومانتیک. یه میز گرد بود یه دختره اونطرف نشسته بود، یه پسره از این طرف اومد با یه شاخه گل رز! شاخه گل رو گذاشت روی میز و اینطرف میز نشست. بعد هر دوتاشون خندیدن و عشوه اومدن! لبهاشون تکون میخورد (یعنی داشتن با هم حرف میزدن!) آهنگ رومانتیک هنوز بود! بعد تصویر آروم آروم رفت و دوباره اومد. اینبار میز هنوز بود، گل هنوز بود، آهنگ رومانتیک هنوز بود، ولی اینور و اونور میز کسی نبود!!! بعد دوباره آقاهه اومد و گفت: دیدین بهتون گفتم با همسر خود مهربون باشین بد نمیبینین؟؟!” خلاصه کلی آموزش دیدیم، با چیزهای دیگه!
و ما از اون به بعد در کنار همسرمون به خوبی و خوشی زندگی کردیم!
انشالله خدا نصیب همه کنه که ازدواج کنن! هیچی نداشته باشه، حداقل این حسن رو داره که میرین سر این کلاسها و یه خورده میخندین!
غضنفر رادیو پیام گوش میداد، گزارشگر میگفت: راه بهارستان به امام حسین بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسین بستهاست...
غضنفر میگه: باشه بابا بستهاست که بستهاست! دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟!
----------------------------------------------
یارو تو كلیسا نشسته بود که یه دختر خیلی زیبا رفت تو. دوید، رفت پشتِ یه مجسمه قایم شد. دختره رفت نشست جلوی محراب و گفت: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی... فقط ازت یه چیز دیگه میخوام. اونم یه شوهر خوبه! یا حضرت مسیح! خودت كمكم كن!
یارو از پشت مجسمه بیرون رفت و گفت: هل نده دیگه عیسی! خودم میرم!
------------------------------------------------
روی یکی از اعضاء القاعده کار میکردن ببینن میشه اصلاحش کرد؟ بهش میگن: زشته این کارها. آخه چرا بمب؟ چرا آتش؟ چرا خونریزی؟ بیا قول بده دیگه از بمب و این جور چیزا استفاده نکنی. القاعدهایه هم قول داد و رفت. یه روز دید یه زیر دریایی آمریکایی از یه جایی رد میشه. چون قول داده بود بمب و انفجار رو بذاره کنار، رفت در زد و فرار کرد!
------------------------------------------------
یه کچله میره سلمونی! همه یهو میزنن زیره خنده. اونم با عصبانیت میگه: مرض. اومدم آب بخورم!
اولی: فرق بین مرد قانون و قانون شکن چیه؟
دومی: قانون شکن همیشه دستگیر میشه.
-------------------------------------------
طرح شناسایی و جمع آوری خانه های مجردی در راستای افزایش امنیت اجتماعی دردولت دهم:
- دیلینگ دیلینگ
-کیه؟
- منم منم مادرتــون
- دروغ نگو مادر ما شهرستانه
- مجردن ... بگیرینشون!
---------------------------------------------
غضنفر دو تا خیار دستش بوده، میره توی یه بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. غضنفر میگه: قربون دستت! بی زحمت این دوتا رو هم بشور!
----------------------------------------------
طرف از طبقه صدم یه ساختمون میپره پایین، به طبقه پنجاهم که میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت!
تعدادی مرد در رخت کن یک باشگاه گلف هستند، موبایل یکی از آنها زنگ میزند. مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیکر میگذارد و شروع به صحبت میکند. همه ساکت میشوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش میدهند.
مرد: بله بفرمایید.
زن: سلام عزیزم باشگاه هستی؟
مرد: سلام بله باشگاه هستم.
زن: من الان توی فروشگاهم یک کت چرمی خیلی شیک دیدم فقط هزار دلاره میشه بخرم؟
مرد: آره اگه خیلی خوشت اومده بخر.
زن: می دونی از کنار نمایشگاه ماشین هم که رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی که خیلی دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خیلی دلم میخواد یکی از اون ها رو داشته باشم.
مرد: چنده؟
زن: شصت هزار دلار.
مرد: باشه اما با این قیمتی که داره باید مطمئن بشی که همه چیزش رو به راهه.
زن: آخ مرسی یه چیز دیگه هم مونده اون خونهای که پارسال ازش خوشم میومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره.
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه میتونی بخرش.
زن: باشه بعدا می بینمت. خیلی دوستت دارم.
مرد: خداحافظ
مرد گوشی را قطع میکند. مردهای دیگر با تعجب مات و مبهوت به او خیره میشوند.
بعد مرد میپرسد: این گوشی مال کیه؟!
یارو توی یه مانور از هواپیما با چتر میپره پایین؛ چترش باز نمیشه. میگه: حالا خدا رو شکر مانوره!
-----------------------------------
می خواستن یه نفر رو شکنجه روحی بدن... نه بابا فکر بد نکنید! میندازنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یه گوشه بشین!
----------------------------------
غضنفر سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور كه داشته میبردش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون، دست عراقیه كنده میشه. عراقیه میگه: بذار من این دستمو بندازم تو كشور خودم. غضنفر دلش میسوزه، میگه باشه. یه كم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره بغلشون، اون یكی دست عراقیه هم كنده میشه. باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم. غضنفر هم میگه باشه. بعد یه تركش دیگه میخوره پای عراقیه هم كنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز. غضنفر میبینه دیگه چیزی از این بابا نمونده که با خودش ببره، تفنگ رو میذاره رو شقیقه یارو میگه: هوی! فكر نكن من نمیفهمم. كمكم داری فرار میكنیها!
--------------------------------
بچه اصفهانیه نمره بیست میگیره. باباهه میزنه تو گوشش و میگه : آخه بچهی نفهم، توکه با 10 هم قبول میشدی؛ لازم بود این همه خودکار مصرف کنی؟!
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد. معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد، زیرا با وجود این که پستاندار عظیمالجثهاى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد.
دختر پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است.
دختر گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مىپرسم.
معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر گفت: اونوقت شما ازش بپرسید.
--------------------------------------------
غضنفر رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش میگه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز میزنی چترت باز میشه. یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو میزنی که حتما چترت باز میشه. بعد وقتی رسیدی پایین یک جیپ هم پایین منتظرته که میبردت پادگان. حالا بپر. غضنفر میپره، دگمه سبز رو میزنه، چتر باز نمیشه. دگمه قرمز رو میزنه چتر باز نمیشه. میگه اگه شانس ماست، تا برسم پایین جیپ هم رفته!
--------------------------------------------
زن پا شد بره دستشویی. شوهرش پرسید: کجا میری؟
زنش گفت: میرم دستشویی.
یارو غیرتی شد، دست زن رو گرفت گفت: نمیخواد، خودم میرم!
--------------------------------------------
۲ تا اصفهانی شرط بندی میکنن برن زیر آب، هر کدوم زودتر اومد بالا ناهار بده. هنوز که هنوزه جسدشونم پیدا نشده!
درباره وبلاگ
برچسبها
- آنتي ويروس (4)
- اخبار (4)
- ادعيه و مذهب (3)
- اسلحه (1)
- اشخاص مشهور (9)
- امنيت (1)
- بازي هاي كامپيوتري (1)
- بيوگرافي (6)
- پزشكي (6)
- ترفندها (5)
- ترين ها (4)
- تكنولوژي (10)
- تلفن همراه (1)
- جالب (17)
- جوك و خنده (2)
- حيوانات و جانداران (3)
- خانم ها (7)
- خنده دار (5)
- داستان (1)
- دانستني ها (8)
- زناشويي (1)
- زندگينامه (7)
- سينما و بازيگران (3)
- شعر (1)
- صنعت (1)
- عجيب (7)
- عطر و ادكلن (1)
- علمي (18)
- فوتبال (2)
- كامپيوتر (8)
- ماشين (29)
- ورزشي (2)
- يوزر نيم پسورد نود32 (5)
بايگانی وبلاگ
-
▼
2009
(85)
-
▼
اکتبر
(33)
- به مهدوی کیا یا علی کریمی رای بدهید
- هلن سپاهی بانوی برگزیده ایران در سال 88
- کدام گزارشگر استقلالی است؟ کدام پرسپولیسی؟
- سیستم الکترونیکی ترمز ABS
- سیستم های تعلیق تاریخی
- سیستم های تعلیق خودرو چگونه کار می کنند؟
- شاسی (ادامه)
- ستون-پایه و میل موج گیر
- انواع سیستم های تعلیق
- شاسی
- انواع پوسته اکسل
- انواع نگهدارنده هاي شفت اکسل عقب
- انواع اکسل
- مزایا و معایب مبدل گشتاور
- اجزای مبدل گشتاور
- مبدل گشتاور چیست
- شبه توربین کالسکه ای
- انفجار نوری (موتور شبه توربین)
- موتور شبه توربین ساده
- اصول موتور شبه توربین
- موتور های شبه توربین
- تفاوت بين سوپر شارژر و توربو شارژر
- معایب سوپر شارژر ها
- مزایای سوپر شارژر ها
- سوپر شارژر های مرکز گریز
- سوپر شارژر های دو پیچی
- انواع سوپر شارژر
- اصول سوپر شارژر ها
- سوپر شارژر ها
- مشکلات اصلی توربوشارژره
- توربو شارژرها
- ECU چیست؟
- يوزر نيم پسورد هاي نود 32 امروز 1 اكتبر 2009
-
▼
اکتبر
(33)










